جمعى از نويسندگان
38
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
بودهاند ؛ بهگونهاى كه در طول عمر با بركت خود ، با نهايت عظمت و ارتباطى كه با خالق هستى داشتند و از بالاترين عبادتها و حالات معنوى و ارتباطى ، برخوردار بودند ، در نزد مردم همچون انسانهاى عادّى به زندگى مىپرداختند و با آنها روابط محبّتآميز و ناصحانهاى داشتند و حتّى با آنها به شوخى و خوشگويى مىپرداختند ؛ بهگونهاى كه در مورد خوش منشى امام عارفان حضرت على عليه السلام ، چنان كه در منابع شيعه و سنّى نقل شده ، مخالفان ولايت او ، ناانصافى نموده و به هنگام انتقال خلافت به وى ، همين رفتار او را بهانهاى براى سلب صلاحيت از وى براى خلافت ، عنوان نمودند . در مكتب عرفانى مرحوم قاضى نيز ، اين ويژگى ، به عنوان يك مشخّصه بارز ، به وضوح پيداست و اين حقيقت با مطالعه در احوال زندگانى و سيرهء مرحوم قاضى و شاگردان تربيت يافته در مكتب عرفانى او ، آشكارتر مىشود . 10 . رعايت حقوق مسئلهء ديگرى كه به نظر مىرسد در اين مكتب عرفانى ، به صورت جدّى مورد توجّه قرار داده شده ، و اين مسأله به عنوان ملاكى مشخّص و مهمّ در ارزيابى عارفان واقعى مطرح است ، مراعات حقوق خلق اللّه است . از نظر آموزههاى اسلامى ، اين مسئله از مهمترين مسائل دينى به حساب مىآيد و هر گونه بى تفاوتى نسبت به اين مسئله ، از ناحيه هر كسى كه باشد ، حتّى اگر از ناحيه پيغمبر خدا باشد ، محكوم اعلام شده است . بنابراين ، اسلام ، عرفان ادّعايى برخى از عارفْنمايان را كه در مقام عمل ، به حقوق افراد و ساير خلايق ، ارزشى قائل نيستند و گويا خود را خالق روى زمين دانسته و هرگونه حقشكنى را براى خود مجاز مىدانند ، به شدّت محكوم نموده و چنين عرفانى را شايسته جرز ديوار مىداند . مرحوم قاضى در همين راستا ، تعبيرات جالبى دارد كه به توسّط شاگردانش به ما رسيده و نشان از توجّه ويژه او به اين مسأله دارد . از آن جمله او در رابطه با مطلق مراعات حقوق ديگران و نقش آن در سلوك معنوى فرموده است : هر حقّى كه بر گردنت باشد ، تا ادا نكنى ، باب روحانيت ، باب قرب ، باب معرفت ، باز شدنى نيست . يعنى اينها همه مال حضرت احديت است و حضرت احديت ، رضايت خود را در راضى شدنِ مردم ، قرار داده است . « 1 » و در جايى ديگر در مورد نقش منفى مردمآزارى در سلوك فرموده است :
--> ( 1 ) - درياى عرفان ، ص 56 ؛ سيماى فرزانگان ، ص 77 ؛ معادشناسى ، ج 2 ، ص 296 ؛ گلشن ابرار ، ج 4 ، ص 381 - 392 .